امروز به آقای بوترابی یه پيغام فرستادم كه هاست انجمن وبلاگ نويسان رو برامون اكي كنه كه ايميل مسئولشو بهم داد و گفت مستقيما با خودش تماس بگيرم. من هم همين كارو كردم. اميدرضا دهقان هم توي دانشگاه رويت شد و در مورد سايت دانشگاه با هم صحبت و رايزني كرديم. قرار شد براي امشب يه نسخه جديد از سايت رو بالا ببرم. نمي دونم با اين همه كار فرصت ميشه يا نه. قرار بود بريم سينما اما به دليل سردي هوا ازين تصميم منصرف شديم. اومدم خونه كمي خوابيدم و تونستم فكرامو جمع و جور كنم. براي جشنواره هم بايد يكي از ماها به فكر باشه. كار سختيه. اما در رشد كارامون خيلي تاثير داره. اميدوارم همه بتونيم يكدست باشيم. يكي ديگه از بچه هاي وبلاگنويس به نام محسن آقايي هم به جمع نويسنده ها پيوست. فردا براش اكانت هاي مربوط به سايت رو ميسازم و ارسال مي كنم. اميدوارم از گروه ما خوشش بياد.
اين روزا اونقده خستگي فكري دارم كه دوستان همه از نحوه برخوردم باهاشون گله مندند. كاش ميشد به همه شون بگم چقدر دوسشون دارم و مي خوام كه پيشرفت كنند. همه ميدونيد كه من هم از نظر مالي و هم از نظر اجتماعي نيازي به اين فعاليت ها ندارم. اما فقط براي بعضي مسائل خاص دست به اين جور فعاليت ها مي زنم. اميدوارم هيچ كدومتون از من دلخوري نداشته باشيد. الان تو شرايط بحراني كارها بسر مي برم. بايد كمكم كنيد. درسته كه من ميتونم خيلي از كارها رو تنهايي و بدون كمك انجام بدم اما نبايد همه كارها رو به من بسپاريد.
+ نوشته شده توسط اسماعيلي فر در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت
20:57 |

